الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : محمد رضا مرواريد )
11
نخستينها ( فارسى )
پيشگفتار نويسنده سپاس خدايى را كه اولين است و پيش از او چيزى نبود و آخرين است و پس از او چيزى نباشد و درود بر محمد و خاندان پاكيزهاش ، كه سرور اولين و آخرين هستند . و نفرين هميشگى بر نخستين ستمگر و واپسين رهروى كه در حق محمد و خاندانش ستم ورزيدند . پيش از اين ، گروهى از همگنان ما پيرامون « اولينها » آثارى را نگاشتهاند كه در شمار ايشان مىتوان از احمد بن محمد برقى و احمد بن داوود جرجانى و ديگرانى ياد كرد كه شيخ آقابزرگ تهرانى در كتاب الذريعه از آنان نام برده است ، و از قضا ، همين دو نفر از قلم او افتادهاند . « اولينها » موضوعى است با ساختارى نازك كه من نيز خواستم از آنان پيروى كنم . همهى نوشتههايشان را نديدهام و در سراسر متن خواهيد ديد كه تمام منابع پژوهش خود را كه كتابهايى پراكنده بوده است ، ياد كردهام ؛ بنابراين ، اگر نوشتههايم گاه با نگاشتههاى آنان يكسان در آمده ، آن را از باب توارد ذهنى بدانيد . چون موضوع اين كتاب « اولينها » است ، در آغاز بايد واژه و كاربرد آن را بشناسيم . جوهرى گويد : اوّل ريشهاش « أوأل » بر وزن افعَل بوده و همزهاى در ميان داشته است كه به واو بدل گشته و در آن واو ديگر ادغام شده است . كاربرد تركيب « هذا اوّل منك » و جمع بستن آن بر دو شكل « الاوائل » و « الاوالى » خود گواهى بر اين سخن باشد . گروهى نيز گفتهاند : ريشهى آن « وَوّل » بر وزن فوعَل بوده و واو نخستين آن به همزه بدل شده است و هيچگاه آن را به « الاواول » جمع نبندند ؛ زيرا نشستن دو واو در دو سوى الف جمع را سنگين مىشمارند .